!و اينك اين من ِ سانسور شده






........................................................................................



٭ والا من زنده‌ام، ولي مث سگ سرم شلوغه، اصلاً فرصت هيچي نيس، شرمنده بابت سر زدن‌هاتون. ضمناً پذيراي تمامي فحش‌هاي بالا و پايين شما بابت كليك بيخودي هستيم!


........................................................................................



٭ من نمي‌خواستم امروز اينجا بنويسم، اما از بس كه مطالب زياد شد، آخرش كم آوردم و اومدم. اگه غلط تايپي داشتم ببخشين، چون مي‌خوام يه سره تايپ كنم و برم.
خبر اول: بالاخره كارهاي مربوط به رجيستر كردن و گرفتن فضا و امثالهم براي دومين خودم تموم شد. اسم دومين من هست: http://www.Worldof.Us، بخونين دنياي ما. نمي‌دونم خوشتون مي‌آد از اين اسم يا نه، ولي من كه خيلي دنبال گشتم يا بالاخره اين به ذهنم رسيد و خيلي خوشم اومد و گرفته هم نشده بود. شايد يه 2 ماهي فكر مي‌كردم واسه اسم دومين. هنوز هيچ كار مفيدي غير از گذاشتن يه Page سادة اوليه توش نكردم. ولي كم كم يه آلبوم عكس اونجا راه مي‌اندازم، وبلاگم رو منتقل مي‌كنم اونجا و Movable-Type ش مي‌كنم. آدرس‌هاي email ام كلاً منتقل مي‌شه اونجا و خلاصه از اين داستانا. البتة پروسة كوتاه مدتي نيس.
خبر دوم: مخابرات در راستاي كاراي احمقانه‌اش، باز هم بلاگ‌اسپات رو فيلتر كرده. اينه كه كاربراي مخابرات، نمي‌تونن وبلاگ من رو ببينين، به قول معروف اشكال از فرستنده است، لطفاً به گيرنده‌هاي خود دست نزنيد! فقط ISPتون رو عوض كنين، يا اينكه از اين شيوه‌هاي دور زدن فيلترينگ استفاده كنين.
خبر سوم: نمي‌دونم از اين خبر خوش‌حال باشم يا ناراحت؟ خبر اينه كه با كشفيات جديد منابع زيرزميني، ذخاير نفتي ايران يه هو 40 درصد اضافه شد! خودش خوبه، اما اينكه يه عدة ديگه دارن اين نفت رو مي‌خورن و يا اينكه اين نفت شده وسيله‌اي براي تنبلي ما و عدم توليد و ... خب!
ديگه چي مي‌خواستم بگم؟!


........................................................................................



٭ اي كاش به همون شيوة خودم ادامه مي‌دادم و به حرف كسي گوش نمي‌كردم. بار چندمه كه دارم مي‌بينم كه حق با من بوده و گوش كردن به حرف ديگران – كه اين اخيراً به خودم تلقين كردم كه به عنوان يه بچة خوب بايد انجام بدم – نتيجة چندان خوبي به همراه نداشته.
اينه كه ديگه به حرف كسي كاري نخواهم داشت، گوش مي‌دم ولي فقط و فقط نظر خودمه، اگه پسنديدم، عمل مي‌كنم وگرنه كار خودم رو مي‌كنم. همون كاري كه تو اين ساليان كردم.
حداقل ديگه اينجا محيط شخصي منه. و هر چي كه مي‌خوام اينجا خواهم نوشت، بديهيه كه آدم خودش رو سانسور مي‌كنه، همونجور كه اسم اينجا همينه، مهم اون مرزه‌س. كه كجا بذاريش، تا كجا رو سانسور كني و از كجا رو نه، و اينجاس كه مي‌گم تعيين اين مرز رو خودم انجام مي‌دم و ديگه به عهدة كس ديگه‌اي نمي‌ذارم. هر كي مشكل داره نياد اينجا. زوري كه نيس. نخونه.

امشب يه خبري شنيدم كه خيلي ناراحتم كرد. چند وقت پيش از ارشاد خواستم كه در مورد موضوعي كه همه‌مون مي‌دونيم، جدي‌تر برخورد كنه و اينقدر دست‌دست نكنه. امشب نتيجة اين دست‌دست كردن رو ديدم. يه دختر كاملاً به هم ريخته…
ارشاد دوست چندين و چند سالة منه و خدا مي‌دونه كه همين الان هم هيچ ناراحتيي ازش ندارم، خيلي هم دوستش دارم، اون رو، نويد رو، رامين و علي و مهدي و رضا و همة بچه‌هاي ديگه رو. حتي مهدي كه اخلاقاي عجيب و غريبي داره و برخلاف اون چيزي كه خودش تصور مي‌كنه از نظر رفتار اجتماعي كمي مشكل داره و شايد خيلي‌ها باهاش رابطة نزديكي برقرار نكنن رو دوست دارم. رضا رو عليرغم كمال بي‌خياليش و محافظه‌كاري احمقانه‌اش – كه از نويد به ارث برده انگار – دوست دارم، نويد رو بعد از اون مشكلاتي كه داشتيم دوست دارم، رامين رو با اين همة توجيهايي كه بعضي وقتا ديگه حوصلة آدم رو سر مي‌بره دوست دارم، علي رو با وجود كچلي و بواسيرش دوس دارم و … و مي‌دونم كه همة اين آدما هم من رو عليرغم . . . و . . . و . . . هام دوست دارن. ولي من مهتاب رو هم دوست دارم.
و متأسفانه ديدم كه با اين آدم بازي شد. بياين به دور از حب و بغض، از بالا به اين داستان نگاه كنيم، يك سال با يكي باشي و همه جور قول و قراري هم بذاري، صادق هم باشي، نه اينكه بخواي دو در كني، نه، واقعاً خودت هم بخواي، بعد بخاطر چيزي كه از اول احتمالش رو مي‌دادي و همه جوره گفته بودي كه اين جلوي عشق ما رو نخواهد گرفت، بزني زير همه چي. اين بازي كردن نيس؟ مگه بايد همه چي دانسته و از روي شيطنت باشه تا بازي كردن بشه؟
مطمئناً اگه اين كار رو مهتاب هم مي‌كرد، الان عين اين حرف‌ها رو به اون مي‌زدم. ولي بدون هيچ شكي الان بدتره، چون روحية يه دختر، چه قبول بكنيم، چه نكنيم، خيلي آسيب‌پذيرتر از يه پسره، مي‌تونين فاكتور سن رو هم بذارين كنارش تا بيشتر درك كنين.
ارشاد، بعداً به من نگو كه چرا اين حرف‌ها رو پاي تلفن و فقط به خود تو نزدم، چون گمان نمي‌كنم اينا چيزي باشه كه تو و يا هر كس ديگه‌اي ندونين. اين‌ها حرف‌هاي توي ذهن منه، احساسات و فكرهاي منه كه داره اينجا مي‌آد. نه تنها خودت اينا رو مي‌دوني، كه بقيه هم مي‌دونن. به صرف اينكه يك نفر اوني رو كه همه مي‌دونن نوشته، ناراحت نشو، تو رو خدا فقط بشين و ببين كه چقدر يه نفر ديگه رو اذيت كردي.
آره، حتماً خودت هم اذيت شدي، خودت هم برات خيلي سخت بوده، خودت هم حتماً توي خلوت خودت براي خودت گريه كردي. ولي مگه نه اينه كه اين رو از اول حدس مي‌زدين؟ مگه نه اينه كه خودتون رو براش آماده كرده بودين، گر چه با پيدا كردن يه راه حل نامعقول؟ اين آدم بايد دستماية يك آرزوي فنا شدة تو مي‌شد؟ وسيلة آزمون يك آزمون آزموده شده؟ يه تست؟
ارشاد، من نمي‌گم تو از سر هوا و هوس، يا سرخوشي، يا هر چيز ديگه اين رابطه رو شروع كردي، چون اينقدر رو به تو اعتماد دارم، حرف من چيز ديگه‌ايه، من مي‌گم چرا اين آدم رو يك سال با خودت كشيدي تا اين حرف رو بهش بزني؟ فقط همين.
مطمئناً خود مهتاب هم تو اينكه تو پسر بسيار خوبي هستي هيچ شكي نداره، همونطور كه در تجربة پيشيني كه صاحبش سرش رو كرد توي برف و نخواست هيچ چيز رو ببينه، هم همين‌طور بود. ولي كافيه؟ يه پسر خوب؟ همين؟
حرف آخر رو مي‌خوام بزنم. علي‌الظاهر نخ اتصال مهتاب و ارشاد بريده شد، به خواستة لفظي هر دوشون و نمي‌تونيم توي دل هيچ كدومشون رو ببينيم. مي‌دونيم كه خيلي از آره‌هاي بر زبون اومده، توي مسير گفته شدن، آره شده، وگرنه يه نه خيلي خيلي بزرگ بوده. اوچه كه باعث اين امر شد، خانوادة سنتي ارشاد بود و بدتر از اون علم ارشاد و مهتاب به اين مخالفت، از همون اول. من نمي‌گم كه اگر اين قضيه پا مي‌گرفت، حتماً اين دو خوشبخت مي‌شدن، يا حتماً خيل زوج خوبي رو تشكيل مي‌دادن يا هر چيز ديگه، نه، شايد هم دچار اختلاف مي‌شدن، شايد زوج مناسبي براي هم نبودن، و هزار و يك شايد ديگه، كه نميشه از پيش تعيين كرد. ولي مي‌دونم كه ارشاد بايد خيلي بيش از اين راسخ مي‌بود و تلاش مي‌كرد، مي‌دونم كه پدر و مادر حق مالكيت بر فرزند ندارن، هر چقدر هم كه زحمت كشيده باشن و امكانات داده باشن، مي‌دونم كه مهتاب اعتماد كرد و سادگي و با علم به وجود اين مشكل اون رو جدي نگرفت و – به نظر من به خاطر تنهايي – سرش رو كرد زير برف و گفت انشالا درست مي‌شه و تاوانش رو هم داد، مي‌دونم كه ارشاد پسر خيلي خوبيه و اون هم الان داره اذيت مي‌شه، مي‌دونم كه ارشاد هيچ وقت از من نخواست كه بهش كمك كنم گر چه شايد مي‌شد و در عوض ساده‌ترين تصميم رو گرفت، مي‌دونم كه مهتاب عليرغم اينكه هميشه مي‌خواد نشون بده كه يه آدم بزرگه، مهمه، حضور داره، خبر داره، سرش مي‌شه، جديه، فكر مي‌كنه و هزار و يك چيز ديگه، خيلي ساده بچه شد و حالا هم عين همون بچه‌ها داره گريه مي‌كنه، مي‌دونم كه سحر از همون اول به من گفت كه خوش‌بين نيس، چون مي‌دونست، مي‌دونم كه اگه همه چي اينجا تموم شه، بعد يه مدت همه چي فراموش مي‌شه و هر كدوم زندگي خودشون رو خواهند داشت و دوباره خيلي هم شاد خواهند بود و شايد بعد يه مدت، يه نفر ديگه بياد تو زندگي هر كدوم و كلي خوب و خوش و خوشبخت بشن، مي‌دونم كه آدم خيلي زود همه چي رو فراموش مي‌كنه – و چقدر خوبه كه اينجوريه -، مي‌دونم كه هر دوشون رو دوست دارم و مي‌دونم كه دوباره دوست دارم با هر دوشون و همة بچه‌هاي ديگه باشيم و خوش باشيم…
…ولي نمي‌دونم كه اين دوتا دوباره چه جوري مي‌تونن تو چشم هم نگاه كنن.



........................................................................................



٭ به نقل از زنان ايران:
استفاده از موبايل در استخرهاي زنانه ممنوع شد!!!

اخيرا اداره اماکن به استخرهاي زنانه دستور داده از آوردن موبايل توسط زنان در کنار استخر خودداري کنند.
به گزارش خبرنگار "زنان ايران" ، به مسوولان استخرهاي زنانه گفته شده به اين دليل که برخي از موبايلهاي دوربين دار وارد بازار شده و امکان دارد با آنها عکسهايي تهيه شود و در اينترنت انتشار يابد، استفاده از موبايل در استخرهاي زنانه ممنوع اعلام شده است.


........................................................................................



٭ اگه اهل كامپيوتر هستين، اينجا رو حتماً ببينين. يه مجموعه عكس تاريخي كامپيوتري با شرحه.


........................................................................................



٭ به نقل از وبلاگ كشكول:
سوني - اريكسون و ...خدا!
شركت هاي سوني و اريكسون يكي از محصولات مشتركشون رو به اين شكل جالب گارانتي مي كنند.بر اساس مفاد اين گارانتي برخي خرابي ها ي محصول مشمول گارانتي نمي شوند از جمله اينكه خرابي مذكور ناشي از عدم رعايت دستور العمل ها ، دستكاري عمدي ، تصادف و يا كار خدا !! باشد.


٭ امروز بالاخره PC سحر رو براش Upgrade كردم. مدت‌هاست كه مي‌خوام اين كار رو بكنم، ولي همين‌جوري عقب مي‌افتاد.فكر كنم يه سالي مي‌شه كه با يه سيستم درست و حسابي - البته غير اين notebook من - كار نكرده. اميدوارم حال كنه و دوست داشته باشه. چيزي كه گرفتم، نمي‌خواستم گرون در بياد و از طرف ديگه من هيچ وقت جنس بد نمي‌خرم. بعد از يه بررسي اجمالي، تو يه دونه از فاروم‌ها كه از نظر تكنيكال، بچه‌هاي خيلي خوبي داره، يه تاپيك وا كردم و توش نوشتم كه اين‌ها رو مي‌خوام بگيرم و نظر بچه‌ها رو خواستم، برام خيلي جالب بود كه اينقدر اطلاعات خوب يه هو سرازير شد تو اين تاپيك و كلي من رو راهنمايي كردن. جداً عجب بستري شده اين اينترنت. اگه حالش رو داشتين يا علاقمند بودين، برين ببينين Content Generation يعني چي...
ضمناً‌قطعاتي كه گرفتم، محض اطلاع، اين‌هاست:
Athlon XP 2100+, Mainboard with nVidia nForce2 chipset with GeForce4 MX440 VGA OnBoard and so OnBoard LAN and Sound!
به اضافة 512MB حافظة DDR باس 333 و ساير مخلفات. خيلي هم مناسب تموم شد.


٭ نمي‌دونم اين نامه رو ديدين يا نه، اما جالب‌تر از خود نامه - كه ديگه تكراري شده و خاتمي هم هيچ عكس‌العمل خوبي نشون نداده -، امضاهاي نامه بود،ليست بلندي از بچه‌هايي كه مي‌شناختم و هيچ كدوم، تكرار مي‌كنم، هيچ كدوم ايران نيستن. بچه‌هاي دانشگاه، بچه‌هاي مدرسه...
چقدر اين حديث تكراري رو بايد ببينيم كه بهترين‌هامون به چه راحتي مي‌رن، لقمه‌هاي حاضر و آماده براي بهره‌برداري كه دو دستي تقديم مي‌شن به اونهايي كه قدرشون رو مي‌دونن.


........................................................................................



٭ اين هم نامة دكتر سروش به خاتمي‌اه كه حتماً خوندينش.


٭ آقاي خاتمي ! به اين دلايل استعفا بدهيد.
سيد ابراهيم نبوي
نبوي آن لاين


با توجه به اين كه اخيراً جناب آقاي رئيس جمهور جذاب و خندان و فريبا اعلام كرده است كه اگر مردم بخواهند ايشان حاضر است استعفا بدهد. و با اين اظهارات خود موجي از شادماني را در جامعه بوجود آورده است، و با عنايت به اينكه من ترديد دارم كه ايشان اگر استعفا بدهد بهتر است يا اين كه سايرين استعفا بدهند بهتر است يا اينكه اصولاً همه با هم استعفا بدهند مستحب موكد است. اما فارغ از هر نوع تصميم گيري چند سووال اساسي در مورد استعفا به انضمام چند دليل قطعي كه اخيراً كشف شده است، اعلام مي گردد:


آقاي خاتمي فرموده اند اگر مردم از من بخواهند استعفا مي دهم، استدعاي عاجزانه مي شود بگويند كه مردم به چه زباني و در كجا بايد اين نظر را اعلام كنند؟ در راهپيمايي؟ در تظاهرات؟ در نشست اعتراض آميز؟ در اعتصاب غذا؟ فرض كنيد خداي ناكرده مردم بخواهند اين حرف را بزنند، جايي را سراغ داريد كه صد نفر آدم بتوانند در آنجا جمع شوند و اعتراض به استعفا كنند و دستگير نشوند؟

ايشان فرموده اند كه مردم اين نظر را بايد ابراز كنند. شما بگوييد در كشوري كه بنا به گفته مقامات امنيتي در يك تظاهرات 300 نفر شركت داشتند، اما در همان تظاهرات 4000 نفر دستگير شدند و 500 نفر تا به حال آزاد شدند، و اعتراض اين تظاهر كنندگان به خصوصي شدن دانشگاه بوده، چطور مي شود از يك رئيس جمهور خواست استعفا بدهد؟

چه كسي بايد از رئيس جمهور بخواهد استعفا كند؟ نخبگان؟ نمايندگان مجلس؟ هنرمندان؟ روزنامه نگاران؟ دانشجويان؟ سياستمداران؟ در كشور ما سه جريان اساسي در سياست وجود دارد: يك گروه كه محافظه كاران هستند آنها چون از خاتمي بدشان مي آيد خواستار بركناري رئيس جمهور يا بي فايده شدن او هستند، گروه دوم كه كارگزاران باشند چون از خاتمي خوششان نمي آيد خواهان بركناري رئيس جمهور هستند، گروه سوم هم كه طرفداران خود رئيس جمهور باشند چون از خاتمي خوششان مي آيد طرفدار استعفاي او هستند. تا به حال چه كسي در يك سال اخير طرفدار استعفا نبوده و اين را نگفته است؟ در همين دو ماه گذشته چند نفر از بزرگترين طرفداران اصلاحات از رئيس جمهور خواسته اند كه استعفا دهد. داداش ايشان هم كه خواست، فقط مانده است كه دختر رئيس جمهور يا همسرش فردا در خانه بگويد: ممد جان! يا فردا استعفا مي دي يا ديگه نمي آي خونه، شير فهم شد؟

يك سووال مهم: آقاي خاتمي به اين دليل استعفا نمي دهد كه مي ترسد اگر استعفا بدهد شرايط خراب شود و في المثل روزنامه هاي جامعه و توس و نشاط و صبح امروز و خرداد و مشاركت و نوروز و دوران و بنيان را ببندند و مثلاً طرفداران رئيس جمهور مثل شمس الواعظين و جلايي پور و گنجي و سازگارا و حجاريان و عبدي و ديگران را بگيرند و دانشگاهها را سركوب كنند و جلوي آزادي هاي فردي مردم را بگيرند. همه اش تقصير آقاي ابطحي است كه اين خبرها را به خاتمي نداده، او هم فكر مي كند چيزي باقي مانده كه ارزش نشستن روي آن صندلي را داشته باشد.

اما چند دليل براي اينكه آقاي خاتمي اگر خواست استعفا بدهد مي تواند به آنها استناد كند و خيالش راحت باشد:

1) در دوران حكومت خاتمي مهم ترين اصلاح طلب و مقام رسمي دولتي روز روشن در خيابان ترور شد و قاتلش روز روشن آزاد شد و صلاحيت قاتل توسط شوراي نگهبان تاييد شد (يارو قتل كرده، عرق كه نخورده) و دو سال بعد از اقدام به قتل هنوز مشغول فتنه راه انداختن است و زور رئيس جمهور به يك بچه جعلق 22 ساله نمي رسد. به همين يك دليل مي توانيد استعفا دهيد.

2) در دوران خاتمي بزرگترين فاجعه تاريخ فرهنگ و مطبوعات اتفاق افتاده و 105 روزنامه و هفته نامه توقيف شدند. اگر در يك قبيله آدمخوار اين اتفاق مي افتاد رئيس قبيله حداقل خودخوري مي كرد و يا مي رفت كنار. چنين اتفاقي حتي در ولتاي عليا يا موزامبيك هم نمي افتد، واقعاً كوروش بخواب كه وقتي خواب بودي پدرمونو در آوردن. آقاي خاتمي اصلاً تصورش را مي كنيد كسي كه استعفايش از وزارت ارشاد براي تمكين نكردن به سانسور بوده در دوران حكومتش بعد از توقيف بيش از صد روزنامه دنبال دليل بگردد؟

3) بگذاريد چند دليل خاص تر مطبوعاتي برايتان بياورم: در دوران حكومت شما روزنامه ملت بعد از انتشار فقط يك شماره توقيف شد و روزنامه روزنو قبل از اينكه منتشر شود مجرم شناخته شد. كمي كه جلوتر برويم احتمالاً احمد بورقاني اگر خواب ببيند كه روزنامه مي خواهد منتشر كند زنداني اش مي كنند.

4) آقاي خاتمي! در دوران حكومت شما تعدادي مامور وزارت اطلاعات شما تعدادي روشنفكر را كشتند و دستگير شدند، حالا وكلاي خانواده مقتولين، وكلاي وكلاي خانواده مقتولين و غيره گرفتارند، در حالي كه قاتلين آزاد شده اند و شكنجه گران قاتلين هم آزاد شده اند و هر كسي هم كه راجع به اين قتلها حرفي زده زنداني شده است، اين دليل خوبي براي استعفا نيست؟ شما چشم فتنه را كور كرديد، آنها هم رفتند لندن چشم شان را عمل كردند حالا از خوشگلي چشم شان شبيه كلوديا كارديناله شده است، فكر كرديد همه مثل لاله و لادن مرحوم براي عمل مي روند سنگاپور؟ اين آقاي مصباح لوزتينش را هم علاوه بر حوزتينش در لندن عمل مي كند.

5) آقاي خاتمي عزيز! در سالن 6 زندان اوين كسي است به نام ن.ك. ايشان امسال 16 سال است كه به دليل يك پرونده مالي در زندان اوين بازداشت موقت است. مي فهميد! بازداشت موقت است. در كجاي جهان اين كار را مي كنند؟ در همان زندان آقاي ديگري بخاطر يك چك بيست ميليون توماني 15 سال است كه زنداني است. اسمش را نمي برم چون ممكن است بخاطر شركت در ناآرامي هاي اخير اعدامش كنند. 6 سال از زندان اين دو در حكومت شما گذشته، اگر چه به شما ربطي ندارد، ولي آيا طاقت اين را داريد كه در حكومت شما چنين بي عدالتي بشود؟

7) آقاي خاتمي! در جمهوري اسلامي كه شما رئيسش هستيد، يك آقايي بخاطر خوش تيپ بودن عكسش در يك تظاهرات گرفته شد و روي جلد مجله اي چاپ شد. اين آدم بخاطر خوش تيپ بودن حكم اعدام گرفت و حالا سالهاي جواني اش را در زندان مي گذراند.

8) يك دليل خوب و جالب برايتان دارم. يك ماه قبل از اينكه رئيس جمهور شويد نزديك بود در سخنراني تان در مشهد از دست حزب الله كتك بخوريد، حالا حزب الله براي اينكه شما باقي بمانيد كساني را كه طرفدار اصلاحات هستند و معترض هستند كتك مي زنند. هر لات بي سروپايي در ايران طرفدار حكومت است و تحصيلكردگان و هنرمندان و دانشمندان و آدمهايي كه اهل فكر و فرهنگ هستند مخالف آن. اين دليل خوبي براي استعفا نيست؟

9) آقاي خاتمي! شما جزو معدود سياستمداران آبرومند تاريخ ايران هستيد، تاريخ را از اين محروم نكنيد. باور كنيد آنچه شما در حال حاضر مي كنيد در عمل بهتر از ديگران نيست. تنها اتفاقي كه مي افتد اين است كه يك حكومت ديكتاتور با سوء استفاده از شما براي خودش آبرو مي خرد و از شما آبرو مي برد و اين ملت هم نمي دانند تكليف شان با كيست. جهان نيز شما را مسوول حكومت ايران مي داند و نمي داند با اين حكومت چه كند. لطفاً براي اينكه اميد يك ملت را نابود نكنيد و تكليف حكومتي جاهل و زورگو را روشن كنيد خودتان كنار بكشيد. گمان مي كردم روزي كه نامه دكتر سروش را بخوانيد ديگر نتوانيد به اتاق كارتان وارد شويد، ولي اين سياست چقدر آدم ها را پوست كلفت مي كند.

بگذاريد آخرين حرفم را نيز بگويم، اگر مردم دوست دارند شما از روي اين صندلي كنار برويد به خاطر اين نيست كه شما را دوست ندارند، بخاطر علاقه شان به شماست. شما تميزتر و پاك تر از صندلي اي هستيد كه روي آن نشستيد.



........................................................................................



٭ به نقل از استامينوفن:
ــ ببخشيد آقا ساعت چنده؟
ــ 4 خانوم،اتفاقا اگه يه صفر بذاريد جلوش ميشه شماره کفشم،پيش شماره خونمونم 842،شماره گوشيمم سه تا 4 توش هست،پلاک خونه مجرديم 34 که اتفاقا 4 تا واحد داره،راستی امشب بيکاری!؟


٭ اگه بنز دوس دارين، يا اصلاً اينكاره‌اين، اينجا رو از دست ندين.



٭ اين آخه وبلاگه؟ تبليغه؟ به جان خودم بعضي ها...! استغفرا...!!!


٭ آقا يعني قيافة ما اينقده شبيه خره؟! نمي‌دونم لابد هس كه اين خبرا رو اينجوري به خوردمون مي‌دن ديگه، نه؟!!!
«وزارت پست و تلگراف و تلفن اعلام كرد: دو سايت ”پرشين بلاگ” و ”بلاگ اسپات” بسته نشده و به دليل اشتباه فني يك شركت خصوصي ارايه‌ي خدمات اينترنتي، ‌قابل دسترسي نبود كه خطاي اين شركت پيگيري خواهد شد.»


........................................................................................



٭ چند وقت پيش لينك به كتاب هري پاتر 5 رو اينجا گذاشتم. حالا هم لينك به ترجمة فارسي اون رو براتون مي‌ذارم.
چيه ذوق كردين؟!
نه خيلي هم ذوق نكنين، چون فقط 2 فصل اولشه، ولي مترجم قول داده كه هر هفته يه فصل رو ترجمه كنه و بذاره. ضمناً مترجم اين كتاب، دوست عزيزم، وحيد بهلول است كه قبلاً ترجمة بسيار زيباي مكتوب پائولو كوئيلو رو هم ازش خونده بوديم. بهتون قول مي‌دم كه يكي از بهترين ترجمه‌هاي هري پاتر خواهد بود.
فصل اول: دادلي و حملة ديوانه‌سازها
فصل دوم: يك عالمه جغد


........................................................................................



٭ به هر چيزي مي‌توان اقتصادي هم نگريست:
آغاز عمل جراحي جداسازي لاله و لادن بازار سهام آزادترين اقتصاد دنيا را با افزايش 11درصدي ارزش سهام بيمارستان رافلنز شوك زده كرد. اما مرگ دور از انتظار لاله و لادن تمام سناريونويسي جهت نشان دادن سقف توانايي آزادترين اقتصاد دنيا و زمينه سازي ها جهت استفاده بازاري از پديده لاله و لادن را نقش برآب كرد. درگذشت لاله و لادن تكانه بزرگتري به بازارسهام سنگاپور وارد كرد. انتشار اين خبر كافي بود تا ارزش سهام بيمارستان رافلز 39 درصد سقوط كند.


........................................................................................



٭ ايــــــــــــــــــــــــــــول! يعني اي‌ول!
اين مطلب و قبلي كه تست بود با يه نرم‌افزاره آف‌لاينه كه ارسال كردم. قبلاً اين يونيكد رو ساپورت نمي‌كرد، اما الان انگار ديگه درست شده. به جان خودم شاهكاره. البته برنامه هنوز در مرحلة تسته، ولي اگه بشه از دست اون اديتور مسخرة بلاگر راحت مي‌شم. جونمي‌جون، جونمي!!!


٭ آقا يكي از وزارت بهداشت داره اين وبلاگ رو مي‌خونه!!! همة خواننده‌هاي قبلي از استرااليا و ندرلند(!) حالا پذيرفتني بود، اما وزارت بهداشت!!! خيلي تعجب كردم!


٭ نمي‌دونم در جريان مشكل سايت پرشين‌بلاگ قرارگرفتين يا نه. غير از اون مشكلي كه به خاطر لينك به يك نرم‌افزار كرك‌شده داده بودن و چند ساعتي سرورشون خاموش بود، يه گزارشي هم خبرنگار CNN فكر مي‌كنم نوشته بود كه پربيينده‌ترين سايت ايراني وبلاگ يك فاحشه است. كلي هم سر اين دعوا بالا گرفت، كه آي ملت، نه بابا، اينجوري نيس و از اين حرفا. كاري به اصل داستان، درست بودن يا نبودن آمار و همينطور اين كه اين مسأله بصورت علني در محافل بازگو بشه يا نشه ندارم. فقط مي‌خوام بگم همة اين داستانا در مورد اين وبلاگ بود. طبيعيه كه دوستان بالاتر از آفتابه، خودشون نرن سراغ اين لينك!!!!!




........................................................................................



٭ لاله و لادن فوت كردن. واقعاً متأسف شدم و دلم سوخت.


........................................................................................



٭ آقا همين ديشب براي من يه نوت‌بوك رسيد - از مملكت شيطان بزرگ - و مي‌خوام بفروشمش. قيمتش هم به نظر خودم كه خيلي مناسبه، شما رو نمي‌دونم! در صورت تمايل، بميليد!

مشخصات: HP ze5375 كه از مدل‌هاي جديد HP است. (P4 2.4GHz)

وضعيت: كاملاً نو - تقريباً 3 هفته پيش از فروشگاه BestBuy خريداري شده - البته به خاطر آوردنش به ايران جعبه‌اش رو نياوردن، ولي من حاضرم كيف قبلي نوت‌بوكم رو بجاش بدم.
توضيح: من همين الان هم دارم به يه VAIO SONY تايپ مي‌كنم، چون همراه اين جديده، يه كيف Targus خيلي خوشگل هم برام آوردن، كيف قبلي‌ام رو مي‌خوام بدم.

قيمت: يك ميليون و سيصدهزارتومن.اگه هم ظرف همين يك هفته بخرين، پنجاه‌هزار تومن تخفيف مي‌دم. همين‌جوريش حداقل 150 هزارتومن زير قيمت معمول ايرانه، با اون ميشه 200 تومن!

مشخصات مختصر:
P4 - 2.4 - 40GB HDD - 512MB DDR RAM - CDRW - DVD - 15" TFT SXGA Display - Wireless Networking

نظرات كاربران: اينم نظر كاربراش، واسه اين كه فكر نكنين، مي‌خوام قالب كنم به كسي!!! :lol:
http://reviews.cnet.com/4852-3122_7-21185851.html?legacy=cnet

عكس: دو تا عكس ازش، البته اينا رو من از اين نگرفتم، عكس‌هاي سايته، ولي كاش عكسش رو وقتي كه روشنه هم مي‌ذاشتن تا رنگ اين چراغاي خوشگل روش رو ببينين:





مشخصات كامل:
15" XGA TFT display
40.0GB enhanced-IDE hard drive
ATI Mobility RADEON 4X AGP graphics and 3D architecture, with 64MB DDR SDRAM shared video memory; S-video TV-out
1 IEEE 1394 port and 3 USB 2.0 ports for high-speed digital data transfer and mobile digital imaging capabilities
Integrated 10/100Base-T Ethernet card with RJ-45 connector; 802.11b wireless networking
V.90/V.92 high-speed modem
Weighs 7.5 lbs./about 1.79" thin for lightweight portability; LiIon battery with universal AC adapter
Windows XP Home Edition operating system preinstalled
Intel, Pentium, Celeron, Intel Inside, and the Intel Inside logo are trademarks or registered trademarks of Intel Corporation or its subsidiaries in the United States and other countries.

Product Details
Product Height 1.79"
Product Width 10.72"
Product Weight 7.5 lbs.
Product Length 12.96"
USB Ports 3 (USB 2.0)
Video Memory 64MB DDR SDRAM (shared)
Maximum CD-ROM Drive Speed No CD-ROM drive
Maximum DVD-ROM Drive Speed 8x
Modem 56 Kbps* ITU V.90/V.92 *Capable of receiving 56 Kbps downloads. However, current regulations limit download speed to 53 Kbps.
MPEG Yes
Networking Integrated 10/100Base-T Ethernet LAN (RJ-45 connector); 802.11b wireless networking
Operating System Microsoft Windows XP Home Edition
Parallel Ports 1
PCMCIA Slots 1
Pointing Device Touchpad with On/Off button and dedicated vertical scroll Up/Down pad
Processor Brand Intel® Pentium® 4 processor
Processor Speed 2.4GHz
Screen Size 15"
Serial Ports 0
Speakers Built-in stereo speakers
System Bus 266MHz
System Memory (RAM) 512MB
System Memory (RAM) Expandable To 1.0GB
Type of Memory (RAM) DDR SDRAM
Audio 16-bit Sound Blaster Pro-compatible audio; Altec Lansing speakers
Cache Memory 512KB integrated on die Level 2
CD-ROM Drive No
CD-RW Drive Shared
Battery Type Lithium-ion (LiIon)
CD-RW Drive Speeds 8x8x24
Diskette Drive Yes
Diskette Drive Type 3.5" 1.44MB
Display Type XGA (1024 x 768) TFT
DVD-ROM Drive Shared
DVD-ROM/CD-RW Combo Drive Yes
DVD-ROM/CD-RW Combo Drive Speeds 8x max. DVD-ROM; 8x8x24 CD-RW
Game Ports 0
Graphics ATI Mobility RADEON; 4X AGP and 3D architecture
Hard Drive Type EIDE
Hard Drive Size 40.0GB
Included Software Microsoft Outlook Express 6.0; InterVideo WinDVD; MusicMatch Jukebox; HP PhotoSuite ToolKit; Roxio Easy CD Creator; Corel Productivity Pack, including WordPerfect 10, Quattro Pro 10; Britannica Encyclopedia Online; Microsoft Internet Explorer 6.0
IEEE 1394 FireWire Ports 1


........................................................................................



٭ ببينين لينك براي دانلود چه فيلم‌هايي رو براتون گذاشتم:
غول سبز رنگ هالک مغلوب فرشتگان چارلي شد که اين هفته بال هاي خود را بر جدول پر فروش ترين فيلم ها گستردند.
قسمت دوم فيلم طنز و حادثه اي فرشتگان چارلي جايگاه نخست جدول را با 38 ميليون دلار فروش افتتاحيه تصاحب کرد. البته به خاطر ضعيف تر بودن داستان قسمت دوم نسبت به قسمت اول، دو ميليون و صد هزار دلار کم تر از قسمت اول فرشتگان چارلي فروخت. در جايگاه دوم جدول، فيلم پر اقبال هفته گذشته هالک موفق به 18 ميليون و چهار صد هزار دلار فروش شد و پله سوم جدول نيز به انيميشن پيدا کردن نمو رسيد که اين هفته درآمدي معادل 13 ميليون و نهصد هزار دلار داشت.
فيلم ترسناک و تازه اکران 28 روز بعد به خاطر تبليغات ضعيف تري که نسبت به فرشتگان چارلي داشت موفق به صعود به جايگاه چهارم جدول شد و فروش افتتاحيه آن در حدود 9 ميليون و هفتصد هزار دلار بود. در رده پنجم بروس توانمند با بازي جيم کري 6 ميليون و دويست هزار دلار فروخت. در ادامه جدول پر فروش ترين فيلم هاي هفته، فيلم حادثه اي و جاده اي تند و نيرومند مقام ششم فروش را با 5 ميليون و هفتصد هزار دلار تصاحب کرد و پله هفتم نيز به فيلم حرفه ايتاليايي با 5 ميليون و چهار صد هزار دلار فروش رسيد.
روگراتس وحشي مي شود با 3 ميليون و پانصد هزار دلار فروش، هشتمين فيلم پر فروش هفته شد و رده هاي نهم و دهم جدول به فيلم هاي قتل هالي وودي با 3 ميليون دلار فروش و آلکس و اما با 2 ميليون و هفتصد هزار دلار فروش رسيد. درآمد حاصل از 12 فيلم پر فروش روز براي سومين هفته متوالي دچار رکود بود و 12 فيلم برتر جمعا موفق به 111 ميليون و سيصد هزار دلار فروش شدند که نسبت به سال پيش در همين زمان 15 درصد افت داشته است.

البته اون لينك قبلي فكر مي‌كنم ديگه كار نمي‌كنه. اگه مي‌خواين دانلود كنين، از اين FTP استفاده كنين:
ftp://ehsan.ath.cx/
Username: movie
Password: movie


........................................................................................



٭ اميدوارم كه آخرين مطلب امشب باشه اين ديگه!
هيچي فقط مي‌خواستم بگم عجب شب پرباري بود امشب. خيلي با وبگردي امشبم حال كردم. آخر انرژي گرفتن بود. تازه قبلش هم خيـــــــــــــلي خوب بـــــــود! (دونقطه-پي!!!)


٭ ولي الان يادم اومد!!!
مي‌خواستم بگم اگه اينترنت پر سرعت دارين، سايت NikeLab.com رو حتماً برين ببينين. اصولاً Nike هميشه به داشتن ايده‌هاي خوب مشهور بوده. الان هم يه سايت فلش بسيار تميز و شيك راه انداختن.


٭ يه چيزي مي‌خواستم بنويسم، ولي هر چي فكر مي‌كنم يادم نمي‌آد كه چي مي‌خواستم بنويسم!


٭ از كارتون‌هاي پورن اين ژاپني‌ها قبلاً فهميده بودم كه خيلي ... خلن، مي‌خواين به شما هم ثابت شه، برين اينجا رو ببينين. نترسين، پورن نيس! (البته شايدم هول نزنين، پورن نيس!!!)


٭ بابا اين يارو ديگه تهشه!
نقل قول از وبلاگ آلفا:
در تمام دنيا هستند كساني كه به يك يا چند بازي خاص علاقه دارند و هر كاري مي كنند تا آن بازيها را به بهترين شكل ممكن انجام دهند . يكي از اين افراد هم كسي است كه 9 كامپيوتر با 13 مانيتور را در كنار هم قرار داده تا بتواند بازي شبيه ساز پرواز را بهتر ، سريعتر و با ديد بيشتري بازي كند . آنهم 9 كامپيوتر با تمام امكانات و 13 مانيتور بزرگ كه به شكل كابين هواپيما چيده است . اگر باور نداريد اين صفحه را ببينيد.


٭ بابا بخدا اين اينترنت ديگه داره خيلي خفن مي‌شه. همين هفتة پيش با رامين صحبت بود سر اينكه مي‌پرسيد آخرين كتاب هري پاتر هنوز رو اينترنت نيومده. و من امشب اون رو دانلود كردم!!!
البته يكي نوشته بود كه اين نسخه شايد تقلبي (به قول خودشون fake) باشه. ولي فردا نسخة كاغذيش هم مي‌رسه ايران و مي‌تونم مقايسه كنم تا مطمئن شم. ولي به خدا ديگه اينا دارن شورشو در مي‌آرن. چه محمل عجيب و غريبي شده اين اينترنت. به قول فردوسي‌پور، چه مي‌كنه اين اينترنت! نمي‌دونم نقل قول يكي از آقايان عظام رو هم شنيدين يا نه، من كه كف كرده بودم وقتي اينو شنيدم. گفته بود: اينترنت يك موهبت الهي است!!!!!!!
چي بگم آخه!
اين لينك جايي كه نسخة PDF هري پاتر 5 رو از اونجا دانلود كردم:
http://www.pcground.com/Harry%20Potter%20and%20the%20Order%20of%20the%20Phoenix.pdf
همين دو سه روز پيش هم يكي از بچه‌ها يه تعداد فيلم رو گذاشت يه جايي واس دانلود كه اون هم كف كردم. تبليغ تقريباً همشون رو دو روز قبلش تو ماهواره ديده بودم. يكي دو تا از فيلما جداً شاهكارن و حتماً بايد ببينمشون. Finding Nemo، Italian Job، Bruce Almighty و ...
اينم لينك اون يكي:
http://ehsan.ath.cx/dl/movies.html
Password: ahmadagha

پي‌نوشت: هنوز هيچي نشده، بهراد mail زده كه همه رو دانلود كرده! هي! اطلاعاتشو ما در مي‌آريم، كيفشو ديگران مي‌كنن!



٭ آخه من چي اين وبلاگ با اين محيط نوشتن متن مسخره رو با نداشتن سيستم نظرخواهي و Smiley و شماره‌انداز و هزرا تا چيز ديگه، به اون وبلاگ خوشگل و شيك بلاگ‌اسكاي ترجيح مي‌دم؟ ها؟! نه جون من شما بگين. مي‌دونين، اينجا همون جاهاييه كه ديگه الزاماً عقل نيست كه تصميم مي‌گيره. البته واسه شما خيلي فرق نمي‌كنه و فقط يك سري جلوه‌هاي ديداري‌تون كمتره، مث همون Smiley هاي خيلي خوشگل، ولي نمي‌دونين كه اين‌ور داستان و اين محيطشون چقده فرق مي‌كنه كه.
چي بگم والا!
راستي كلي حرف واسه آرش نوشتم، از خودم و كارهايي كه دارم مي‌كنم. اگه حالشو داشته باشم، امشب هم بازم واسش مي‌نويسم، از كارهايي كه به نظرم مي‌تونه اونجا بكنه تا پولدار شه. به قولي هم‌فكري استراتژيكه واسه مسير 5 سال آينده. حالا اينكه آرش كيه و كجاس و چيكارس و ربطش به من چيه، بماند، فقط بدونين كه يكي ديگه هم مث من مي‌خواد پولدار شه!


٭ به نقل از وبلاگ استامينوفن:

مرتب کنيد:
وبلاگ/يا/خوشگله/مي‌نويسه/يا/دختر/..!


........................................................................................



٭ حالا همچين لعنت لعنت هم خب نه، ولي يه كم كه بكنه، نه؟!


٭ مهدي خدا لعنتت كنه، كجايي؟!


٭ يه سرويس جديد شركت كاريار ارقام راه انداخته واسه SMS. خودتون برين ببينين. ضمناً با Yahoo Messenger هم ميشه SMS فرستاد. بر اساس آزمايشات، ولي هنوز كاملاً مطمئن نيس و ديده شده كه پيغام ارسال نرسيده. روشش اينه. اين ID رو Add كنين توي Yahoo Messenger تون: parssms.
حالا اينجوري پيغام بفرستين: MobileNo,Message



٭ يادتونه اون قديما گفتم كه يه وبلاگ خيلي توپ ثبت كردم كه با URL اش خيلي حال مي‌كنم. حالا مي‌خوام خودم رو لو بدم! برين اين رو ببينين:
y.blogsky.com
حال كردين با اسمش؟
فعلن نمي‌خواد اونجا رو مرتب سر بزنين، فقط يه بار برين واسه اينكه ببينين چه خبره، هنوز راش ننداختم اساسي، اما بعضي وقتا به سرم مي‌زنه كلاً اساس‌كشي كنم برم اونجا، از اونطرف دومين خودم رو هم دارم مي‌گيرم. دو به شكم كه چه كنم. ولي خودمونيم، هر چي انتخاب كردم، تك بوده. اين از غزمر كه البته به كمك رامين مفقودالديجيتال بود، اون از y.blogsky.com و اونم از اسم دومينم كه فعلاً بهتون نمي‌گم تا تو خماريش بمونين تا وقتي همه چيش رديف شد، بهتون بگم.
مخلص كلوم اينكه كم كم دارم از اينجا خسته مي‌شم. البته نه اون قسمتش كه شما مي‌بينين، نه! اونجاش رو خيلي دوس دارم، اين طرفش رو مي‌گم كه پشت صحنه‌اشه و من بايد نوشته‌هام رو اينجا بنويسم.
فعلاً بيخيل!


٭ صبحانه رو كه مي‌خونين حتماً ديگه، نه؟ آقا از وقتي اين اومده، من ديگه به BBC محبوبم سر نمي‌زنم!


........................................................................................



٭ اخبار ايران رو مي‌تونين از اينجا بخونين.


........................................................................................

Home