!و اينك اين من ِ سانسور شده






٭ تاريخ وبلاگ رو شمسي كردم. اسم روز رو هم بهش اضافه كردم. اينجوري بهتر تره! با استفاده از راهنمايي كه اينجاست.


........................................................................................



٭ چقدم كه من واسه پست‌هام عنوان گذاشتم!
اين يك ساعته. به نظر من كه قشنگ اومد، شما رو نمي‌دونم.


........................................................................................



٭ اين يكي هم يه خبره، ولي من باهاش حال كردم:
به نظرتون اين عکس چي ميتونه باشه؟ يه سفينه جديد؟ يه ماشين جديد؟ و يا يه وسيله براي ورزش؟ از اين قيافه اي که داره به اين راحتي قابل تشخيص نيست، اما من براتون ميگم. اين يه :::Air Board::: هستش. شرکتي که دوچرخه هاي الکترونيکي و دوچرخه موتوردار مخصوص بچه ها و چيزهاي ديگه توليد ميکرده، اين بار يک hovercraft شخصي طراحي کرده.
AirBoardآ® Personal Hovercraft

ظرف مدت چند دقيقه شما به راحتي ياد ميگيريد که با اين وسيله حرکت کنين! اين وسيله توانايي حرکت بر روي اسفالت، کنار ساحل و بروي چمن رو داراست و تمامي کنترل حرکت بوسيله اهرم جلويي صورت ميگيره. حرکت با اين دستگاه به شما احساس پرواز و همينطور احساس اسکيت سواري رو ميده! شرکت مدعي است سرعت آن هفتاد کيلومتر در ساعته و يه روز به عنوان ورزشي مفرح و جذاب در بين مردم رايج بشه. در ضمن انتظار ديگه شرکت اينه که بچه ها بوسيله اون به مدرسه برن و جايگزين مناسبي براي دوچرخه است، چون اصلاً ايجاد آلودگي نميکنه. ولي يه -:اما:- هم داره که هنوز متداول نشده (حتي رنگ و روش رو تو ايران نديديم) اما قيمت زياد اون امکان خريد رو به همه قشري نميده.
اگه تو اينترنت يه سرچ بزنيد در مورد اين دستگاه خواهيد ديد که شرکتهاي گوناگون مشابه اين دستگاه رو براي اسکي روي برف و چيزاي مختلف ساختن. اما به نظر من اين کاملترين فن آوري تو اين زمينه هستش! حالا نظر شما رو نميدونم. يه بار سوار شين حتماً به اين موضوع واقف ميشين!!!
AirBoardآ® Personal Hovercraft

اول سايت رسمي Air Board، فيلم۱، فيلم٢ و فيلم۳ از حرکات نمايشي Air Board، عکسهايي زيبا از وسيله Air Board، اين سايت هم کمپاني Air Board، البته شايد مدت زماني باشه که اين دستگاه توليد شده و از مرحله آزمايش هم گذشته، اما چون من ديدم مطلب جالب توجهي براتون نوشتم. اميدوارم خوشتون بياد! مخصوصاً از مشاهده فيلمهاش.


٭ و اين شاهكار هم از وبلاگ استامينوفن، به قول خودش +18:
لا لا لا لا بخواب بچه...
نميبينی بابات منتظره بزمجه!؟


٭ اينم يه نقل قول ديگه از وبلاگ دنتيست:
يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك
ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!
از مكزيكى پرسيد : چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى: مدت خيلى كمى!
آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانواده ام كافيه!
آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچه هام بازى ميكنم!
با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده مىچرخم! يك ليوان شراب ميخورم و با دوستام شروع ميكنيم به گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى!
آمريكايى: من تو هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى!
مكزيكى: خب! بعدش چى؟
آمريكايى: بجاى اينكه ماهى هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشترىها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى...بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك ...اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى...
مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال!
مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره!
مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى!
با زنت خوش باشى! برى دهكده و يك ليوان شراب بنوشى! و تا ديروقت با دوستات گيتار بزنى و خوش بگذرونى!!!




٭ آقا فعلاً چون شب‌ها دارم مي‌خوابم و روزها هم كار دارم، كمتر مي‌نويسم. واسه همين يه سري نقل قول توپ مي‌نويسم حال كنين.
ولي آي دلم سوخت از اينكه اين مدت نمي‌تونستم بنويسم. خيلي چيزا بود كه مي‌خواستم بنويسم. حالا بگذريم.
يادم باشه آرشيو رو هم درست كنم. آخه در جريان اين تلاش‌هاي مذبوحانه‌ام واسه درست كردن اينجا، گند زدم به Template اش.
به نقل از وبلاگ سلمان:
دير وقته و همه جا ساكته ... ولي از خونه يكي از همسايه ها صداي بازي تخته نرد مي آد ... احتمالا كسي حوصله اش سر رفته بوده و به دوستش يا همسرش يا فرزندش پيشنهاد بازي داده و اونم قبول كرده ... براي من و كامپيوترم اين واقعه يك نكته جالب داشت : ممكنه توي كامپيوتر من و شما هم هزاران بازي كامپيوتري يك نفره و دونفره و غيره وجود داشته باشه ولي اين كامپيوتر و تكنولوژي زبون نفهم هيچ وقت به كسي پيشنهاد بازي نمي ده ... و خود آدم هم شايد خيلي بعيد باشه كه نصفه شبي با اين جسم زبون نفهم بي احساس بخواد تخته نرد بازي كنه ...

داشتن اين « احساس انساني » و Social‌ بودن در دنياي اينترنت يكي از تفاوتهاي سايتها ‚ وبلاگها و بيزنسهاي موفق با معادلهاي ناموفقشونه ... مساله را اينجوري ببينيد : سايتها ابتدا مثل بروشورهاي آنلاين بودند ... همون عكس و توضيح محصولات و غيره. اما اگه از يك سايت چيزي بيش از يك بروشور ديديد ( مثلا بخش اخبار شركت يا پشتيباني آنلاين ) اون سايت از يك بروشور با احساس تر و موفق تره ( يا Welcome to اول خيلي از سايتهاي معتبر يا وجود ساعت توي يك سايت ) ... اما به مرور سايتها هم مثل هم شدند. اينكه آخرين اخبار رويتر را توي يك سايت ببينيد شايد در قديم خصلت انساني اون سايت را با منتقل كردن خبر چند دقيقه پيش بالا مي برد اما وقتي كه « همه » سايتها اون رو دارند بحث كهنه و بي احساسي مي شه ... وبلاگها متولد مي شن كه يك انسان Social پشت اون نشسته ... وبلاگها محبوب مي شن و رشد مي كنند اما اتفاق بدي افتاد : اون خصلت انساني اوليه كه از وبلاگها توقع بود به مرور محو شد : وبلاگها شدند مكاني كه كسي هر روز مثل يك ماشين مطالبي عمدتا در يك زمينه خاص مي نويسه ... اون « احساس انساني » ديگه در وبلاگها ديده نشد و شايد همين يكي از عوامل فرو نشستن تب وبلاگ و وبلاگ نويسي باشه ...

... به نظرم « كامپيوترها » حالا حالا ها با احساس نخواهند شد و همين جوري زبون نفهم باقي مي مونند اما اينترنت بنا به تعريفش با تغيير قالبهاي محتوا و ارتباط ‚ انساني و Social باقي خواهد ماند ...

نقل قول بعدي هم از خاطرات مشبك:
برج 16 طبقه اي بهشت با واحد هاي 900 تا 1300 متري و قيمت پايه در حال حاضر متري 40 تا 52 ميليون ريال گرانترين برج ايران خواهد بود.
در اتاق اصلي هر آپارتمان يك وان جكوزي و يك دستگاه سوناي خشك و بخار تعبيه شده و حياط سازي آن شامل جاده سلامتي جهت پياده روي و دوچرخه سواري ، آبشار ، آلاچيق ، نهر آب ، بركه ، فضاي سبز و فضاي بازي به مساحت 2500 متر مربع ميباشد.
ساخت برج بهشت با 20 ميليارد تومن سرمايه گذاري توسط پدر و پسري در سال 80 در زعفرانيه تهران آغاز شد و در ســال 83 با 50 ميليارد تومان سود براي صاحبانش به اتمام خواهد رسيد!


........................................................................................



٭ خدايا، يعني مي‌شه؟ انگار اين بلاگر خاك بر سر درست شد!
آي ايهاالناس درست شد! دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو دودورودو !
درست شد درست شد!
مردم اين دو سه هفته از بس حرف نزدم. كلي حرف همين‌جوري موند تو گلوم. آخيش!
راحت شدم.
حالا خواهم نوشت.... فعلاً، ارادت بنديم!


........................................................................................



٭ درست شوووووووووووووووووووووووووووو!


........................................................................................



٭ مرده شور ريخت هر چي بلاگره ببرن!


........................................................................................



٭ فيلم ماتريس 2 (بارگذاري مجدد ماتريس) رو بالاخره ديدم. بدك نبود. فقط يه تعداد مطلب در مورد اون:
داستان ماتريكس فقط به فيلمش محدود نميشه بلكه 9 فيلم كوتاه انيميشني به نا انيماتريكس و همچنين بازي Enter the Matrix كه تمامي بر اساس طرحها و داستانهاي خود برادران واچفسكي (كارگردانان فيلم) نوشته شدن در درك بهتر داستان كمك ميكنن. بازي كامپيوتري ماتريكس حدود 1 ساعت فيلم كاملا جديد با همون بازيگرهاي فيلم داره كه داستاني در موازات داستان فيلم رو تعريف ميكنه. به نقل از E=MC2
مجموعة عكس‌هاي خود فيلم.
و اين هم فيلم‌نامه‌اش به زبان فارسي و با يك ترجمة خوب.
لينك مستقيملينك به صاحب سايتش


........................................................................................



٭ مي‌خواستم واسه تولد دختردايي سحر براش كارت بفرستم، كلي گشتم تا اينجا رو پيدا كردم. كارتايي كه صداي روش رو خودت انتخاب مي‌كني. باحاله!


٭ امروز احتمالاً آخرين كادوي تولدم رو گرفتم. امسال به بر و بچز اولتيماتوم داده بودم كه آرايشي بهداشتي اگه بيارين، خودتونم با كادوتون از پنجره مي‌اندازم پايين. در مجموع تعدادي كتاب، اكثرهم من الاستاد، ايتالو كالوينو، كراوات توپ، تي‌شرت و بليز و پيراهن و غيره و غيره. ولي اين آخرين كادو خيلي باحال بود. يه آلبوم خيلي خوشگل. دستش درد نكنه! ;)


٭ الان ليست برندگان جايزة وبي رو ديدم. خيلي حال كردم. از يك طرف خوب چون ليست نامزدها رو هم نوشته، حداقل تو هر زمينه، 5 تا سايت خوب معرفي كرده. دوم اينكه برنده رو از ديد مردم هم نوشته. اين كار انگار اونور خيلي رواج داره. من تو Cnet هم ديده‌ام كه Ranking شون دو تاس، خودشون و خواننده‌ها و اين خيلي خوبه. دست آخرم اينكه تعدادي از سايت‌هايي رو كه مي‌شناختم ديدم كه يا توي نامزدهان و يا برنده شدن. مثلاً خب من به BBC اعتقاد زيادي دارم و به نظرم حرفه‌اي ترين گروه خبري هستند. همينطور برام HowStuffWorks جالب بود كه تو بخش علوم از طرف مردم انتخاب شده بود.
نكتة دوم: من بي‌جنبه‌بازي درآوردم! خودمم مي‌دونم ولي خب هر كي يه نقطه‌ضعف‌هايي داره. من هم اين وبلاگ رو توي گروه «خودمون» معرفيش كردم. حالا اگه يكي ديگه از بچه‌هاي گروه اين كار رو مي‌كرد، شاكي مي‌شدم كه آقا مگه اينجا بورد تبليغاتيه! ولي خودم كردم! خاك تو اون سرم.
نكتة سوم: من شرمنده‌ام كه اينجا نظرخواهي نداريم، ولي خب نداريم ديگه! قصد هم ندارم بذارم!
نكتة چهارم: اون يكي بود كه نمي‌خواست و نمي‌خواستم و اينا! انگار دارم و داره! ولي شيرتوشيره! يه وقتم ديدي داره و ندارم، يا دارم و نداره، يا . . . ها؟ كي؟ من؟ نه، خوبم، قربانت!
اين بلاگر هم خل شده، بعداً اينا رو پست مي‌كنم!


........................................................................................



٭ اينم براي علاقمندان به ماشين! حتماً برين اينجا كلي عكس ماشيناي توپ ببينين!


٭
كمپاني معروف Pioneer امروز موفق به ساخت صفحات نمايش انعطاف پذير و تا شونده اي شد كه قابليت قرار گرفتن بر روي آستين لباس را خواهد داشت و به كامپيوتر كوچكي كه مي توانيد آنرا در جيب خود قرار دهيد متصل مي گردد.
به احتمال فراوان در طول 5 سال آينده اين تكنولوژي به طور عمومي گسترش خواهد يافت و با كاهش هزينه ساخت اين صفحات كاربران عادي نيز مي توانند از آن استفاده نمايند .
منبع خبر: تلگراف



........................................................................................



٭ اينم واسه اينكه پوز مهدي بخوره كه ديگه واس ما آهنگ نذاره تو وبلاگش، آها، عكس گذاشتم خفن، تازه اونم تو BlogSpot نه تو پرشين بلاگ شما كه واس عكسم كليد گذاشته!!!
ولي خداييش عكسش خيلي قشنگه. مال شو NBC است. باز هم نقل قول از نيكان مي‌باشد!


٭ اوخ اوخ اوخ. نزديك بودها! يه لينك گذاشته بودم اينجا، چند تا عكس توش بود، نگو بعدش يه عكساي ديگه‌اي هم توش بود. خوب شد ديدم و فوري اومدم و خودسانسوري كردم. اگه كسي اينكارس، بره تو وبلاگ نيكان، اون لينك StairwellStories رو بره. بعداً نگين نگفتي ها. به من هم هيچ ربطي نداره.

پي‌نوشت: آي چه مردموني هستيم ما، با دست پس مس‌زنيم، با پا پيش مي‌كشيم. آخه من كه مي‌دونم الان همه‌تون هنوز مطلب رو تموم نكرده، رفتين سراغ عكسا كه. آي آي آي...


٭ با اينكه اصولاً از اين تيپ شعر ها خوشم نمي‌آد اما اين يكي را حاليدم!
كـنــون رزم Virus و رســتــم شـنــو******** دگــرها شنـيدسـتي ايـن هـم شنــو
كــه اسـفــنـديــارش يــكـي Disk داد******** بـگـفـتـا بـه رسـتـم كه اي نــيـكـزاد
در ايـن Disk بـاشـد يـكــي File نــاب ********كـه بــگرفـتــم از Site افـراسـيــاب
بـرو حـال مي كـن بـديـن Disk، هـان!********كـه هـم نـون و هـم آب باشد در آن
تـهـمتـن روان شـد ســوي خـانـه اش********شــتــابـان بـه ديـــدار رايــانـه اش
چــو آمـــد بــه نــزد Mini Tower اش******** بــزد ضـربـه بـر دكــمه Powerاش
دگـر صـبـر و آرام و طـاقـت نـداشـت******** مر آن Disk را در Driveاش گذاشت
در آن Disk ديــدش يـكـي File بـــود ********بـزد Enter آنــجــا و اجــرا نــمـود
كز آن يك Demo شد پس از آن عيان******** ابــا فـيلـم و مـوزيـك و شرح و بيان
به نـاگه چنان سيـستـمش كـرد Hang********كه رستم در آن ماند مبهـوت و منگ
چـو رسـتـم دگـر بـاره Reset نــمـود********* هـمي كرد Hang و هـمان شد كه بود
تــهـمــتــن كـــلافـــه شـــد و داد زد******** زبــخـت بـــد خــويــش فــريــاد زد
چــو تـهـمـينـه فـريـاد رسـتـم شـنـود******** بـيـامـد كـه لـيــسـانـس رايـانـه بـود
بـدو گـفـت رسـتم بـدو هـمه مشكـلش********وز آن Disk و بـرنـامـه خـوشكـلـش
چـو رسـتـم بــدو داد قــيچـي و ريـش********يـكـي ديـسـك Bootable آورد پيـش
يــــــكــي Toolkit، Hard انــــــــدرش ********چــو كــودك كـه گردد پــي مـادرش
بـه نـاگــه يــكـي رمــز Virus يــافــت ********پـي حــذف امــضاي ايـشان شتـافـت
چــو Virus را نــيــك بــشـنـاخـتـــش ********مـــر از Boot Sector بـر انـداخـتـش
يـكـي ضـــربـه زد بـر سـرش Toolkit ********كــه هــر Byte آن گشـت هشـتاد Bit
بــه خـــاك انــدر افـــكـنـــد Virus را********* تــهـمـتـن بــه رايــانـه ضـد بوس را
چـنـيـن گفـت تـهـمـيـنـه بـا شـوهـرش********كـه ايـن بـار بـگـذشـت از پـل خـرش
قـسـم خـورد رسـتـم بـه پـروردگـــار********* نـگــيـرد دگــر Disk از اسـفــنـديـار



........................................................................................



٭ يكي بود كه نمي‌خواست از دستم بده و نمي‌خواستم از دستش بدم.
خب، حالا از دستم داده و از دستش داده‌ام!


٭ دهن اين سرويس! نوشتم، همه‌ش پريد، پس دوباره!
عنوان: به هيچ وجه مقايسه نكنيد!
حقيقتش امشب اصلاً مطلبي واسه نوشتن نداشتم. همين‌جوري الكي اومدم تا به نداي وجدان خود در برابر كليك‌هاي شما پاسخ گويم، آي اي مسؤوليت، وجدان، آهاي اي ......مرض!!!
ولي از شانس شما مطلب خودش با پاي خودش اومد.
اول: رفتم nedtat ولي نه براي آمار وبلاگ خودم، واسه وبلاگ حسين درخشان. آقا چشمتون روز بد نبينه. فقط باهاس خودتون برين ببينين. فقط از فرانسه كه يك درصد بيننده‌هاش رو تشكيل مي‌ده، 13000 نفر اومدن! مصبتو شكر!
دوم: يه آهنگه كه شعرش مال ابرام نبويه، با آهنگ و اينا، خودتون برين گوش بدين. مي‌گن توپه، من كه هنوز نشنيدم.
سوم: يه خط خوندم تو وبلاگ كاپيتان هادوك (قابل توجه ارشاد)، حاليدم. شما به خودتون مربوطه! مي‌گفت:
پدرسگا بين دو تا خواب منم آگهي پخش مي‌كنن!


........................................................................................

Home