!و اينك اين من ِ سانسور شده






٭ بابا اين ملت حالشان ناخوش است! الان توي بلاگ حسين درخشان خوندم كه DVD هاي جديدي داره در مي‌آد كه ظرفيتشون 6 برابر DVD هاي فعليه! بي‌خيال بابا، چه خبره؟!


٭ من روي MailAndNews، Account داشتم. و اتفاقا سرويس بسيار خوبي هم ازش مي‌گرفتم. در حقيقت تمامي چيزهايي رو كه از Mail Provider ام مي‌خواستم، بهم مي‌داد و مهم‌تر از همه اين‌كه مجاني همة اين سرويس‌ها رو داشتم. ولي يه هو MailAndNews يه روز اعلام كرد كه از تاريخ 28 فوريه، ديگه به كلي سرويس‌هاش رو قطع مي‌كنه و حتي Email Forwarding هم نخواهد داشت. براي من يه فاجعه بود. به هر حال گشتم دنبال يه Provider ديگه... و پدرم در اومد! من هم البته خب شرايط خاصي داشتم براش. (بابا مي‌دونم Yahoo و Hotmail و فلان و بيسارو!) ولي تو اين راه،‌ خيلي چيزا ياد گرفتم. واقعا تجربة خوبي بود. از جمله اينكه هيچ وقت كنجكاو نشده بودم ببينم IMAP چيه.
توصيه مي‌كنم، اين كار رو بكنين...راستي، مطلقا از Providerهايي كه توسط BigMailBox و يا Everyone دارن Support مي‌شن، استفاده نكنين.
بالاخره Green Mile رو ديدم. خيلي حال كردم، خصوصا اين گذارش از رئال به سوررئال، به بيننده اين امكان رو مي‌داد تا با قهرمانش هم‌ذات‌پنداريشو حفظ كنه.
اين آقا رضاي چغي هم سايت جالبي به ما نشون داد. ParsiMail! به شيوة با مزه‌اي پيغام فارسي شما رو براتون ارسال مي‌كنه. به يه بار ديدنش مي‌ارزه. حسن بزرگي كه داره اينه كه اجازه مي‌ده تا پيغام فارسي از EmailAddress فعلي خودتون (و نه الزاما اوني كه PArsiMAil بهتون مي‌ده) ارسال بشه. البته، اين مي‌تونه خطرناك هم باشه، ولي بابا SPAM كه ديگه چيز جديدي نيس. خدا خير بده اين Open Relay ها رو. از God@Heaven هم مي‌شه واسه هر كي Mail زد!
دارم مجلاتي رو كه بصورت الكترونيكي هم منتشر مي‌شن (يا شايدم فقط الكترونيكي منتشر مي‌شن) رو جمع مي‌كنم. شمام اگه آدرسي دارين، دمتون گرم، يه دو خط به Ghazmar@YAhoo.com التفات كنين آدرسشو! خدا از بزرگي كمتون نكنه!
بابا اين چه وضعيه! هر چي دوست ما داريم دارن يه هو با هم مي‌رن قاطي مرغا!‌بابا! بي‌انصافا! چه خبرتونه اينقد هولين؟! آدم ياد 4 عروسي و يه تشييع جنازه مي‌افته! جدا اون آخر فك كنم بايد جنازه مو جمع كنن از اين وسط!
شنيدم مهندساي روسي كه تو بندراي جنوب كار مي‌كردن، دارن كم كم محل كارشونو ترك مي‌كنن. به نظرتون اين ربطي به بوش داره؟!
آقا اين نامة ايراني از افغانستان، ما رو پوكوند! يعني به شدت خندانده شديم! غلط نكنم كار هادي خرسندي بود. خدا عوضش بده!
يكي از دوستام گفت: نوشته‌هات بي‌خود و مصنوعيه! بهش گفتم: خب نخون!



........................................................................................



٭ چقدر كار دارم!‌به طرز وحشتناكي سرم شلوغه. تعداد كارهام تو شركت بسيار زياده. همه رو انجام مي‌دم، اما اين‌جوري آدم مي‌شه تراكتور! هر چقدم كه كارت خوب باشه و باهاش حال كني. من واقعاً كارمو دوس دارم و در حين كار همه خيلي چيزا ياد مي‌گيرم - چيزي كه برام خيلي مهمه، چون نمي‌خوام فسيل بشم - اما اگه آدم وقت آزاد نداشته باشه، نمي‌تونه فكر كنه و براي پيشرفت، برنامه‌ريزي كنه. بايد بايد بايد يه وقتي رو بذارم روي Planning، چه تو زندگي روزمره و چه توي كار. فقط كار كافي نيست.

اين EmailAddresses عجب جاي باحاليه! كلي ازشون چيز ياد گرفتم. يه تعداديشون كسايي‌ان كه خودشون ارائه‌كنندة سرويس Mail ان. اونم تو مقياس بزرگ. براي همينم يه سؤال كه مي‌كني، درهاي يه دنيا به روت وا ميشه. من تا ديشب نمي‌دونستم IMAP چيه، حالا مي‌دونم!

يكي از بچه‌ها يه مقاله از ابراهيم يزدي در مورد وقايع اخير و اظهار نظراي بوش برام فرستاده، خوندنيه، مي‌ذارمش يه جايي! (بايد يه فضايي رو اينترنت بگيرم واسه فايلهاي اينجوري)

ديشب سحر يه سؤالي پرسيد: اول رقص بوده، يا اول موسيقي؟



........................................................................................



٭ امشب يكي از همكارام تو شركت، يه Mail اشتباهي برام فرستاد!‌ يه هفته‌اي بود كه تقريبا باهاش قهر بودم، سر يه موضوع بيخود، البته قهرمونم خيلي مسخره بود، ولي به هر حال، بگذريم...عاشق عكس گربه و بچه و اين جنگولك بازياس، طبق معمول يكي از عكس‌هايي كه براي گروهم فرستاده بودن، براش Forward كردم، يه چيزيم نوشتم كه گرچه با من قهري، ولي من بازم برات مي‌فرستم. جوابي كه بهم داد، خيلي عجيب و غريب بود، فكر كنم فكر كرده بود كه من دوست پسرشم، آخه ID من، ID هميشگيم نبود. اين داستان Mail اشتباهي هم داستانيه ها! خودم قبلا يكي دوبار اينجوري 3 كردم. بعضي وقتا بد جوري آدمو لو مي‌ده!!!
يه فيلم ديدم به اسم Skulls، فيلم بسيار خوبي بود، توصيه مي‌كنم، برين ببينين. داستان يكي از گروه‌هاي مخفي‌اي يه كه شاگرداي ممتاز Ivy League رو انتخاب مي‌كنن و اونا رو آموزش‌هاي خاص مي‌دن. در ضمن شكلات رو هم ديدم، اونم فيلم شاهكاري بود، به اونايي كه كاراي كوئيلو رو دنبال مي‌كنن و دوس دارن، قويا توصيش مي‌كنم. در ضمن Animals رو هم ديدم كه صحنة دعواي نقش اول فيلم با يه گوريل واقعا آدمو مي‌تركونه از خنده!
اخيرا چند تا سايت خيلي خوب ديدم. يكي سايت خاطرات كه قبلا نديده بودم و البته نون ما رو آجر كرده! يك FAQ بسيار خوب به فارسي داره. بعد يه سايتي به اسم EmailAddresses كه يك forum بسيار عالي داره. اونجا هر سؤالي در مورد Email Provider ها دارين مي‌تونين بپرسين و خيلي سريع هم جواب بگيرين. آدماي باحال و واردي اونجان.
تا بعد...


........................................................................................



٭ فردا سالگرد آشنايي من و سحره، تو انقلاب هر چي گشتم، كارت به درد بخوري نتونستم براش پيدا گنم. حالا فردا از خود گوهر دشت هم يه چيزي براش مي‌گيرم، هم كارت...
چند تا چيز اخيرا تو كار ياد گرفتم كه برام خيلي آموزنده بوده و استفاده ازشون دلپذير، اول اينكه سعي كن مشكل رو حل كني، عصباني شدن، بحث كردن، نا اميد شدن، بي‌خيال شدن، پشت گوش انداختن و همه و همه، مشكل رو حل نمي‌كنه، هر چقدر هم كه حق با تو باشه. اصل اينه كه مشكل بايد حل شه. و بعدم اينكه آقا آدم مي‌تونه اشتباه كنه. نترس از اينكه اشتباه كني، احتياط بكن، تا جايي كه مي‌توني جلوي بروز خطاها رو بگير، وسيع‌تر و آينده‌نگرتر ببين، به همة جوانب مساله دقت بكن، اما با همة اينا، آدم مي‌تونه اشتباه هم بكنه، نترس از اينكه بگي اشتباه كردني. من از خيلي وقت پيش از اين كه بگم نمي‌دونم ابايي نداشتم. اما با اينكه بگم اشتباه كردم چرا.
بگذريم. يه چيز ديگه هم هست كه اونم ازر قبل ياد گرفتم، اونم اين كه اگه كاري رو به عهدة تو مي‌ذارن، اول اينكه تخمين زماني انجام كار رو درست بهش بده، وقتي به يه عدد رسيدي براي زمان، اونو در 2 ضرب كن و بعد به طرف بگو. و بعدم اينكه اوني رو كه كارو بهت داده، در جريان كارات بذار…هميشه، هر كار كوچكي رو هم بهش بگو. اگه هم اون كار برات مسووليت ايجاد كرده، حتماً‌مكتوب بهش بگو. اين باعث مي‌شه كه همه چي به خوبي پيش بره، جتي اگه كار انجام هم نشه و fail بشه، بازم مشكلي پيش نحواهد اومد. همينا باعث شده تا تو شركت جديدي كه هستم، عليرغم حضور 4 ماهه ام اونجا، موفق‌ترين آدم اين شركت بزرگ باشم و اين خيلي دوست‌داشتني و لذت بخشه. مي‌دونين، اين نتيجه چندين تجربة نا موفقه. من تو چند تا كار يكه تا الان داشتم، تو هر كدوم مشكلاتي داشتم و تجربياتي نه چندان خوب، ولي خوشبختانه تقريبا همه‌شونو درست كردم و الان وضعم نسبتا با وجدانم خوبه! و هم اين ها همه شده يه كوله باري از تجربه كه الان كاملاً احساس خوبي بهم مي‌ده، بكار بستن اون تجربه‌ها. جالبه كه من اصلاً آدم حرف گوش كني نيستم و اگه همين حرفا رو كسي بهم مي‌زد، گوش نمي‌كردم. فقط بايد خودم تجربه كنم. ولي الان اينا چيزاييه كه قويا بهشون معتقدم و روز به روز منو جلو تر مي‌برن تا تجربه‌هاي بيشتري بدست بيارم...
تا يه شب ديگه...
پي‌نوشت: عجب بارون قشنگي داره مي‌آد. نمي‌دونين تو اين بارون، تو سياهي اتوبان، چقد باحاله...


........................................................................................



٭ راستي يادم رفت!‌اين متن، هنوز Under Kaanstraaksione!!! كم كم هر وقت كه وقت كنم كامل‌ترش خواهم كرد. سعي مي‌كنم اون‌ها رو هم مرحله به مرحله بنويسم تا بقيه هم بعداً مشكل چنداني نداشته باشن...بشه ادامة چگونه يك WebLog فارسي داشته باشيم!
شب خوش!


٭ اين اولين متنيه كه واسه WebLog ام دارم مي‌نويسم. صب كن، اول جورابامو در بيارم...خب، من يه مهندس كامپيوترم، محل كارم تهرانه و خونه‌ام كرج، هر روز يه رفت و برگشت تهران - كرچ دارم. اين يادداشت‌ها رو هم تو راه مي‌نويسم. (البته الان تو راه نيسم، شبه، خونة عموم ام و بقية ملت خوابيدن) يك Notebook دارم كه همدم مسيرهاي منه. قبلنا كه اين نبود، يا مي‌خوابيدم يا كتاب مي‌خوندم. الانا هم اگه خسته باشم مي‌خوابم. ولي معمولا تو مسير برگشت، يعني شبا، Mailهامو مي‌خونم، جواب مي‌دم و واسه خودم مي‌نويسم. اين داستان WebLog رو يكي از دوستام، رامين، بهم معرفي كرد، يكي دو تا از كاراي حسين درخشان رو خوندم، از كليت ايده خوشم اومد.
در ضمن هر چي كه بنويسم حقيقه، يعني اسامي و اتفاقات و اينا، همه راست و درستن. حال و حوصلة تعويض نام و اين حرفا رو ندارم. كم كم دارم سعي مي‌كنم WebLog هاي بقيه رو بخونم تا اگه با كسي حال كردم، بلاگ‌هاشو بخونم. از بعضي از اسامي خوشم اومد، ساعت به اين پنجي واقعا اسم شاهكاريه! در ضمن در صددم تا يه FAQ براي بلاگ بنويسم. البته فارسيش. چون FAQ هست براي بلاگ، منتها ما ايرانيا از صدقه سر گشاديمون، هنوزم كه هنوزه با اين زبونمون مشكل داريم. اينقدم صداقت و جرات نداريم كه بگيم آي ايهاالناس، ما نمي‌تونيم، يه شير پاك خورده‌اي بياد اين كار رو بكنه! يادش بخير يه زماني يه شركتي بود به اسم پگاه، شركت بزرگ و بسيار توپي بود، اونا يه كارايي رو شروع كردن رو فارسي‌سازي، متاسفانه نذاشتن...هي...الانم بچه‌هاي شريف، امثال روزبه پورنادر و اينا دارن يه كارايي مي‌كنن؛ خدا بهشون عمر با عزت بده! بگذريم، خلاصه به همين دليلا هنوزم كه هنوزه كلي مشكل داريم تو نوشتن و خوندن و ديدن فارسي رو اين رايانه‌هامون! براي همينم، جاي يه FAQ فارسي براي بلاگينگ فارسي و اصلا Unicode و اينا به نظرم خاليه. ان‌شاالله تبارك و تعالي به لطف دوستان درستش مي‌كنيم.
فعلا براي اولين شب، بسه.


........................................................................................

Home